تبلیغات
ღ♥ღxacahnღ♥ღ - یعنی چی به چی چسبیده؟؟!! :-)
ღ♥ღxacahnღ♥ღ
غصه نخور کرگدن یه روزی تو هم پرواز میکنی.....!!
یعنی چی به چی چسبیده؟؟!! :-)

____________________________

پسر صبح از پله ها اومد پائین و ازمادربزرگش پرسید : " بابا، مامان هنوز َاز خواب بیدار نشدند ؟ "

- نه عزیز دلبندم . بیا صبحونه ات رو آماده کردم ، زود باش بخورش تا مدرسه ات دیر نشده ! بچه یک خنده شیطنت آمیزی زد و بدون اینکه چیزی بگه سریع رفت آشپزخونه و صبحونه اش رو تموم کرد و پس از مسواک زدن دندونهاش ، کیفش رو برداشت و پرید دم در تا سوار سرویس بشه !

ظهر شد . زنگ در به صدا در اومد . مادر بزرگ در رو باز کرد . پسر بود که از مدرسه برگشته بود .

یه سلامی داد و بازم پرسید : " بالاخره مامان و بابا بیدار شدند ؟

" مادربزرگه گفت : " نه عزیزم ، حتما خیلی خسته بودند . فکر کنم الانه پا میشن میان!

حالا بیا تو ناهارت رو بخور تا از دهن نیفتاده " پسرک بازم اون لبخند شیطنت آمیز رو زد و داخل شد .

ناهارش رو خورد و رفت تو اطاقش تا مشقهاشو بنویسه و کمی هم استراحت کنه بعد از ظهر بود که پسره اومد پیش مادربزرگش و ازش پرسید : " بابا مامان هنوزهم نیومدند ؟

" مادربزرگ که داشت یواش یواش نگران میشد گفت : " نه ؟

" پسرک اینبار دیگه نتونست جلو خودش رو بگیره و زد زیر خنده

مادربزرگ عصبانی شد و سرش قریاد کشید : " تو چت شده ؟ چرا هر باراینو پرسید! حالا چرا میخندی ؟

" بچه جواب داد : " شب دیر وقت بود و منم داشت خوابم میبرد که یهو دیدم بابا اومده تو اطاقم و دنبال یه چیزی میگرده "

- خوب دنبال چی میگشت ؟

پسره ادامه داد : " بابا گفتش کف پاش ترک برداشته واسه همین دنبال کرم نرم کننده و مرطوب کننده میگرده ! " - بعدش چی شد ؟

پسرک در حالیکه که چشمهاش برق عجیبی میزد گفت : " هیچی مامان بزرگ . چون اطاق تاریک بود ، به جای کرم ، اشتباهی تیوب چسب فوری رو بهش دادم ! " ...



نوشته شده در تاریخ شنبه 12 شهریور 1390 توسط XACAHN | نظرات ()
درباره وبلاگ
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
پیوند های روزانه
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :